الان که این پست رو می نویسم هنوز اداره هستم و مشغول کار. روز های شلوغ و پر درد سری رو می گذرونم. خیلی خسته بودم و تصمیم گرفتم کمی وب گردی کنم. بعد از چند دقیقه ای به وبلاگ یکی از دوستان قدیمی ام سری زدم. کامنت هایی رو که برای آخرین پستش نوشته بودن رو داشتم می خوندم. یه دفعه به یه اسمی برخورد کردم. میخکوب شده بودم. انگار نفس هام بالا نمی اومد. باور کنید اغراق نمی کنم. اشک تو چشام حلقه زد. درست بود خودش بود. سری به وبلاگش زدم. نوشته هاش همون بوی همیشگی رو می داد و از سبک نگارشش متوجه شدم که اشتباه نکردم. براش کامنتی گذاشتم. هر چه قدر با خودم کلنجار رفتم نتونستم این انرژی رو تخلیه کنم. مجبور شدم که بنویسم. شاید اینطوری کمی بتونم خودمو تخلیه کنم.
اولین باری که دیدمش به واسطه یکی از دوستان مشترکمون بود. ازش خوشم اومد و احساس کردم که آدم اهل فکریه. یه آدم ساکت اما در عین حال باهوش. بعد از اینکه روابطمون با هم صمیمی تر شد. باهاش درد دل می کردم. تقریبا تنها کسی بود که باهاش حرف می زدم و راهنمایی هاش بسیار مفید بود. خاطرات خوشی رو باهاش دارم. اونقدر که الان که دارم این مطالب رو می نویسم نمی دونم چرا روی کیبورد پر شده از دونه های آب.
این دنیای مجازی هم عجب دنیاییه. فکر می کنم تو این دنیا صمیمیت خیلی بیشتر از دنیای واقعیه. چون اینجا همه خودشونن. کسی برامون بازی نمی کنه. اینجا به هر کی بخوای می تونی بگی دوست دارم. نه خجالت و نه هیچ غروری جلو اونرو نمی گیره.
به خاطر تمام دوستیهات. این عکس روکه یکی از جدیدترین عکسامه و در عین حال یکی از اون عکساییه که خودم خیلی دوسش دارم. بهت تقدیم می کنم ...

پ. ن۱: الان که ساعت یک بعد از نیمه شبه هنوز اداره هستم و مشغول کار. وبلاگ می خوندم و با دیدن اسمی دوباره تمام خاطرات برام زنده شد. نمی دونم امشب چقدر برام طولانی خواهد بود. تا صبح اداره هستم و با یاد و خاطره دوستان قدیمی کار می کنم. بد جوری حال و هوای قدیمیا به سرم زده ...
پ. ن۲: آخ اگه پاییز بیاد / با موهای خیس بیاد / قاصدک خوش صدا / با خبرای خوش میاد / آره پاییز اومد / برگ پایین اومد / قاصدک اومد اما / با لبای دوخته اومد ... این آهنگ (چهار فصل) یکی از دلنشین ترین آهنگ هاییه که تا حالا گوش دادم. هر وقت خسته میشم این آهنگ رو میذارم و چندین بار گوش می دم. این آهنگ یکی از کارهای زیبای رضا پروینه. (نویسنده وبلاگ پاییزانه و آنتراکت). با گوش دادن به این آهنگ انرژی عجیبی می گیرم و تمام خستگی ها از کار روزانه و دوری از دوستان قدیمی رو تسکین میده. آخ اگه برف بباره / آدم برفی میاره / واسه مسافرامون / یه رد پا میذاره / حالا دونه دونه / برف اومد رو خونه / رد پا داره اما / کنار رد خونِ ...
لینک وبلاگ این دوست در قسمت پیوند های وبلاگ با نام ادبیات داستانی و نقد ادبی در دسترسه. حتما برید و وبلاگش رو بخونید تا به تفکرات عمیق این شخص پی ببرید. برای من که خیلی دوست داشتنیه ...










